تبليغاتX
مستند نگاري

مستند نگاري

وبلاگ بخش مستند نگاري ماهنامه فيلمنامه نويسي فيلم‌نگار

شخصيت مستندساز ... خود مستندساز!

 


بخش اول كتاب مقدمه‌اي بر سينماي مستند ( 1) تحت عنوان «چرا محوريت فيلم‌سازي مستند را مسائل اخلاقي تشكيل مي‌دهند؟» به تأثير خصوصيات فيلم‌ساز بر روند كار و همچنين روابط بين كارگردان، موضوع فيلم و مخاطب مي‌پردازد.

معمولاً مسائل اخلاقي در فيلم‌سازي مستند در رابطه با اين سؤال پيش مي‌آيند كه:

در فيلم مستند، چگونه بايد با انسان‌هايي كه مي‌خواهيم آنها را دستمايه فيلممان قرار دهيم برخورد كنيم؟

جواب اين سؤال براي فيلم‌هاي مستند چندان آسان نيست. چون مردم بازيگران جامعه هستند و بدون حضور دوربين ، كم يا زياد زندگي خودشان را مي‌كنند. شكل‌هاي متفاوتي از رابطه مي‌تواند بين فيلم‌ساز، موضوعات فيلم و مخاطبان شكل بگيرد.

به عنوان مثال، فيلم‌ساز شخصاً، خصوصيات و شخصيت خودش را شكل مي‌دهد و اين كار را يا مستقيماً انجام مي‌دهد و يا از طريق يك واسطه؛ واسطه‌اي كه صدايش را مي‌شنويم ولي او را نميبينيم. در دهه 30 عنصر صدا به عنوان يك راه حل آسان براي توصيف يك موقعيت، بحث راجع به مسائل مختلف و ايجاد حس شاعرانه در فيلم مورد استفاده قرار گرفت.

فيلم‌ساز در حين صحبت كردن يا جلوي دوربين است يا پشت دوربين كه صداي او شنيده مي‌شود، ولي ديده نميشود. به عنوان مثال خطوط آبي نازك ( 1987 ) اثر ارول موريس درباره مرد بيگناهي است كه به جاي قاتل بازداشت شده است و Reassemblage ( 1982) اثر ترين.ه. مينه در رابطه با مشكلات فيلم‌سازي قوم پژوهي و راه حل‌هاي آن است. در چنين مواردي فيلم‌ساز همان طور كه كارگردان فيلم محسوب مي‌شود، بايد خود را به جاي تك تك شخصيت‌ها بگذارد و در موقعيت تك تك آنها قرار بگيرد.

ممكن است با ديدن فيلم اطلاعات كمي نسبت به شخصيت سازنده آن كسب كنيم. مثلاً در Reassemblage، اطلاعات كمي راجع به ترين.ه.مينه به دست مي‌آوريم. احتمال دارد كه چيزهاي تازه‌اي در باره شخصيت فيلم‌ساز كشف كنيم. راجر و من اثر مايكل مور معضلات اجتماعي را به تصوير مي‌كشد و آثار بعدي‌اش نيز در همين راستا و مطابق با شخصيتش است. ( تلويزيون ملي 1994، حيوانات يا گوشت 1992 و  The big one1997).

توجه خاص به شخصيت اول، فيلم مستند را به سمت مقاله، يادداشت و ديدگاه‌هاي فيلم تجربي و آوانگارد پيش مي‌برد. و تأكيد روي اين موضوع، شايد بتواند مخاطب خاص را متقاعد كند و يا به شخصيت فيلم‌ساز و نگاه سوبژكتيو او نسبت به مسائل شكل دهد. در حقيقت، آن چه در فيلم بيان مي‌شود، خصوصيات فردي فيلم‌ساز و ديدگاه منحصر به فرد اوست.

آن چه كه فيلم را به يك مستند خوب تبديل مي‌كند، اين است كه بار معنايي فيلم در رابطه با موضوعات مطرح شده براي مخاطبان باقي مي‌ماند. تعداد زيادي از روزنامه نگاران و خبرنگاران و مستندسازاني كه تحت تأثير آنها قرار گرفته‌اند، مانند ميشل راب، بر تركيب خصوصيات فردي فيلم‌ساز و افكار و ذهنياتش جهت ارائه مفاهيم بنيادي تاكيد كرده‌اند.

در فيلم مستند هميشه فيلم‌ساز صحبت مي‌كند و مخاطب گوش مي‌كند. در چنين حالتي مي‌گويند مستند به گفتار يا ساختاربندي وابسته است. مستندسازان، ما را به عنوان عضوي از كل جامعه راهنمايي و هدايت مي‌كنند. يكي از جنبه‌هاي اجتماعي شخصيت ما، مخاطب بودنمان است و در واقع هر كدام از ما نقش و هويتي در فيلم پيدا كرده‌ايم. همچنين به واسطه نقشمان، از نحوه اجراي موضوع فيلم و ماهيت آن دور شده‌ايم. منظور از اين كه مي‌گوييم در فيلم نقشي به عهده داريم اين است كه به عنوان مخاطب و بيننده حضور داريم و يكي از دلايل عمده براي حضورمان در فيلم مستند اين است كه فيلم در رابطه با مردم و موضوعاتي صحبت مي‌كند كه تجربه متفاوتي از زندگي واقعيشان نسبت به ما دارند. هر وقت توانستيم حسي را كه فيلم‌ساز سعي مي‌كند به ما انتقال دهد، درك كنيم، يك مخاطب فعال هستيم. در غير اين صورت حضورمان يك حضور فيزيكي است و نقشي در فيلم به عهده نداريم.

كارگردانان بايد بتوانند احساسات ما را به عنوان مخاطب برانگيزند تا هم بتوانيم خود را جاي اشخاص و چيزهايي بگذاريم كه فيلم‌ساز در مورد آنها صحبت مي‌كند و هم بتوانيم نقش مخاطب را داشته باشيم كه معاني فيلم را به راحتي درك كنيم.

 

گفت‌وگو با مهرداد اسکويي، کارگردان فيلم مستند آسياب‌هاي بادي

 

مهرداد اسکويي را از زمان نوجواني خودم مي‌شناختم .از همان موقع او را پرحوصله و با دقت يافته بودم. در ساختمان انجمن سينماي جوان مي‌نشست وبه کنتاکت عکس‌هايي که از مناطق جنوب گرفته بود خيره مي‌شد. آرام صحبت مي‌کرد و مؤدب بود و حالا هم که پس از سال‌ها دوباره او را در جشنواره اصفهان به همراه خانواده اش ديدم همان گونه بود که پيشتر دريافته بودم و پخته‌تر و حتي حالا احساساتي‌تر. فيلم او آسياب‌هاي بادي، به طور محسوس و بارزي کار دست همان شخصيتي بود که مي‌شناختم و دوباره پس از سال‌ها ديده بودم .در اصفهان يادم بود که مي‌خواهيم در صفحات مستند نگاري ضمن اشاره‌اي از کتاب مقدمه‌اي بر فيلم مستند راجع به سرفصل «شخصيت مستندساز» مطالبي از مستندسازان داشته باشيم. اين گفت‌و‌گو اصلاً به اين هوا انجام شده است.

ه.م

چرا فيلم آسياب‌هاي بادي را ساختيد؟

دغدغه اصلي من طرح يك پرسش بود در ذهن مخاطب. اين كه يك اتفاق طبيعي مثل زلزله يا سيل و از اين دست ـــ كه در كشور ما زياد رخ مي‌دهد ـــ چگونه و چه تأثيري بر شخصيت و زندگي و آينده كودك و به خصوص كودكان خانواده از دست داده مي‌گذارد.

شيوه‌اي كه براي عيني‌كردن اين دغدغه انتخاب كرديد چه بود؟

در جريان تمركز روي اين دغدغه من به اين ايده رسيدم كه طي يك توالي به زندگي اين بچه‌ها بپردازم، چند نفر را انتخاب كرديم و سال 1381 فيلم‌برداري شروع شد. ‌حالا برنامه‌ام براي اين فيلم اين است كه طي دو دوره پنج ساله سراغ اين شخصيت‌ها بروم و طي اين دو نوبت پنج ساله اتفاقات و تحولاتي كه در زندگي اين بچه‌ها مي‌افتد را ثبت كنم. طي اين ده سال قطعاً تكليف زندگي اين بچه‌ها مشخص مي‌شود و  براي ادامه اين تحقيق سوا از اين فيلم بيست‌وشش دقيقه‌اي كه در عين حال براي خودش علاوه بر نمايش مقطع اول اين بررسي، هويت مستقل يك اثر قائم به خود را دارد، نوبتِ نمايش مقاطع دوم و سوم زندگي اين بچه‌ها در ده سال آينده است.

نكته ويژه و به خصوصي كه در فيلم آسياب بادي ديدم و حس كردم، انصافي بود كه باعث مي‌شد فكر نكنم مستندساز قصد دارد من تماشاچي ‌را از نظر حسي و عاطفي به جهت خاصي ببرد!

جهت‌گيري فكر شده ما (با دوستم بهمن كيارستمي) چه در فيلم‌برداري سال 81 از 5 بچه فيلم و چه بعد از زلزله بم كه با بهمن شروع به مونتاژ كار كرديم، اين بود كه از تهييج تماشاچي اجتناب كنيم و با همين اجتناب رجعتي داشته باشيم به آينده اين بچه‌هاي خانواده از دست داده در شهرستان رودبار! بچه‌هايي كه در اوج كودكي و معصوميت، يك زندگي معمولي را ظرف چند ثانيه لرزش شديد و شكست گسل‌ها از دست دادند و 12 سال بدون خانواده، بدون پشتيبان و بدون حامي زندگي كردند و مي‌توانند تصويري از آينده بچه‌هاي بم باشند. من دو روز بعد از زلزله به بم رفتم و تصاوير زيادي در اوج هياهوها، شيون‌ها و غلغله‌ها گرفتم، اما وفاداري به آن اجتناب باعث شد كه من در آسياب‌هاي بادي فقط از دو پلان روزهاي زلزله استفاده كنم. اين پرهيز به همان قصد جلوگيري از تهييج تماشاچي آسياب‌هاي بادي بود. ما به تهييج احتياجي نداشتيم؛ ما قصد ديگري داشتيم.

از دقت روي شخصيت و لحن عناصر و اركان فيلم آسياب‌هاي بادي احساس كردم مشرب و خُلقي پشت كار هست كه به همه عناصر و اركان فيلم تسري پيدا كرده. اولين عنصر نحوه رويارويي و طرز گفت‌وگوي شخص شما با اين بچه‌هاست. در اين باره لطفاً توضيح دهيد.

بله، با بهمن هم كه صحبت مي‌كرديم خيلي روي اين يك نكته تأكيد داشتيم كه شيوه رويارويي ما با اين بچه‌ها بايد آرام و مطمئن و اطمينان‌بخش باشد. اين بچه‌ها تنهايي‌هاي زياد و درون وسيعي دارند. تمايل آنچناني به برون‌فكني نداريم. مي‌دانيد، موضوع از نوعي است كه پوسته‌اي به شدت شكننده دارد.

يعني كوچك‌ترين تلنگر چه جانبداري بيهوده و چه حمايت ظاهراً مهربانانه (ترحم) و چه و چه و چه، دنياي اين بچه‌ها را فرو مي‌ريزد و با اعلي‌ترين تشويق (ايجاد سنجيده شوق) دنيايشان شكل‌ مي‌گيرد. به خاطر همين من سعي كردم از سانتي‌مانتاليزم پرهيز كنم، سعي كردم تهييج اضافه وارد كار نكنم. شما مي‌توانستيد با يك تلنگر كوچك عاطفي تمام اين شخصيت‌ها را فرو بريزيد، مثلاً اگر مي‌گفتيد: از پدرت چي يادت مياد؟ شروع مي‌كرد زار زار گريه كردن. ولي تو اين فيلم در نهايتش فقط بغض و يا سكوت داريد و آه كشيدن و يك جاهايي سكوت اين قدر ادامه پيدا مي‌كند كه خودم مي‌گويم: كات. نمي‌خواهم بيشتر از اين خسته و اذيت و دلزده‌اش كنم. به خاطر همين ما يك مرزي را مشخص كرديم.

اين مراعات به غير از برخورد با بچه‌ها در نگه داشتن حدود رفتار سينمايي (ساختار) هم وجود دارد؟

بله، در فيلم‌برداري، در صداگذاري و در مونتاژ هم رعايت شده، بايد مي‌شد. در ادامه همان دلايل قبل بايد لحاظ مي‌شد. مثال‌ها وجود دارد.

حالا مي‌خواهم از شما سؤال كنم توان شخصي شما در مواجهه با ميزان بزرگي به هم ريختگي‌هاي دروني بچه‌ها و خود فاجعه براي اين رعايت‌ها كافي بود؟

من گاهي اوقات در اين كار حتي با توجه به اين كه به هر حال در مستندسازي تجربه دارم، يك جايي احساس مي‌كردم كه اين بچه‌ها دارن منو در خودشون حل مي‌كنن. من احساس مي‌كردم كه هر كدام از اينها بچه‌هاي ما هستند و خواستم كه همين احساس را بازتاب بدهم.

 

1. در بخش معرفي کتاب و منابع صفحات مستند نگاري همين شماره از مجله، کتاب مذکور معرفي شده و ترجمه اين بخش از کتاب که هم اکنون پيش روي شماست توسط خانم مينا کشاورز انجام شده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:14  توسط   | 

 

بحث شخصیت مستند ساز به نظرم آنقدر مهم است که فکر می کنم شاید سلسله ای تاملات خودشناسانه برای مستند ساز ضروری باشد. مستند سازان همه آرزوهای خوب دارند و کمتر  می شود که در بین آنها بد نیتی دید. اما اخلاط و لایه های متفاوت شخصیتی و کشش های طاق و جفت درون آدمی گاهی باعث می شود که اثر ادمی گاهی از این سو و گاهی به آن سو  رفته و گاهی دور و گاهی نزدیک شود .

در مطالب سری اول بخش مستند نگاری مطالبی کار کردیم که هدفگیری اصلی خود را بر اخلاق و منش خود شخص مستند ساز متمرکز می کرد.  خود مستند ساز به عنوان کسی که مانند یک بداهه نواز باید بر اساس خلق و خوی خود - در میدان مستند - رفتار کند و رفتار او تبدیل به اثرش می شود موضوع مهم و قابل بررسی است.

یک سلسله مطالب راجع به همین موضوع کار کردیم که یکی از آنها همین مطلبی است که در این پست است . دست آقای پیروز کلانتری هم درد نکند که آن سال زحمت کشیدند و مطلبی برای ما نوشتند و اولین دیدار ما با ایشان رخ داد . ۲۸/۲/۸۷

با فاصله، يا درگير با موضوع؟

پیروز کلانتری

در نگاهي معمول و عادت‌يافته، سينماي مستند رابطه فيلم‌ساز با دنياي پيرامون و بيرون از خود فرض مي‌شود و شخصيت، نگاه، تخيل و ذهنيت فيلم‌ساز در اين سينما پنهان انگاشته شده يا حتي مخل دنياي فيلم به حساب مي‌آيد.

حدي و وجهي از واقعيت در اين تصور نمود پيدا مي‌كند. در هر حالت و نوعي از سينماي مستند، به هر حال واقعيت (كه اغلب به نادرست تنها دنياي بيرون از وجود و ذهنيت تصور مي‌شود) موضوع فيلم است، اما اين گفته اصلاً به اين معني نيست كه هر فيلم مستند نمايش و بيان واقعيت است (آن هم صرفاً واقعيت بيرون از ما). واقعيت مي‌تواند از وجه ايجاد ترديد در آن، نفي آن يا ايجاد اين سؤال كه «اصلاً واقعيت چيست؟» يا سؤال ديگر «آيا واقعيت دسترس‌پذير است يا نه؟» هم موضوع يك اثر مستند قرار گيرد وآن اثر كماكان مستند باقي بماند. نمونه‌اش فيلم اون شب كه بارون اومد كامران شيردل يا خط باريك آبي ارول موريس.

در بسياري از آثار مستند، فيلم‌ساز نظاره‌گر، شاهد، گزارشگر، منتقد يا تحليلگر واقعيت بوده و بر اين معني در فاصله با واقعيت يا شخصيت فيلم خود قرار مي‌گيرد. (حتي اگر اين فاصله گرفتن، در پي دوره‌اي از تحقيق و نزديك شدن به موضوع براي شناخت آن، اتفاق بيفتد.) اما سينماي مستند برخلاف نگاه و تصور مألوف، انواع گوناگون و شيوه‌هاي متنوع نگاه و بيان دارد و در مسير حركت از يك مستند گزارشگر تا مستندي شخصيت محور، تجربي يا حديث نفس‌گرا (فيلم‌سازي از خود!) فيلم‌ساز مي‌تواند با فاصله يا درگير و نزديك با موضوع فيلم خود حركت كند.

براي توصيف روشن‌تر و متمركز اين موضوع، بحثمان را در محدوده مستندسازي از يك شخصيت پيش مي‌بريم. شخصيت مي‌تواند در رابطه‌اي تحميلي يا عادت يافته آن چه را كه دوربين يا عرف رسانه و جامعه مي‌طلبد بيان كند. اغلب گزارش‌هاي تلويزيوني ما در گفت‌وگو با آدم‌هاي جلوي دوربين و نحوه سؤالات خود، بيان روشن چنين وضعيتي‌اند. شخص مي‌تواند دوربين را راحت‌تر و شنواي حرف خود بيابد و راست بگويد. گزارش‌هاي انديشيده‌تر و سؤالات واقع‌گراتر مي‌تواند به اين رابطه راه يابد.

شخص مي‌تواند به فيلم‌ساز اعتماد كند، او را چشم حساس و گوش شنواي موقعيت خود و حرف دلش بيابد و درددل كند. اين وضعيت، اغلب در ارتباط همدلانه يا درازمدت فيلم‌ساز با شخصيت فيلمش حاصل مي‌شود. (نمونه‌هايش زنانه مهناز افضلي، روزگار ما بني‌اعتماد و خواب ابريشم ناهيد رضايي) در اينجا با اين كه فيلم‌ساز نزديك به موضوع حركت مي‌كند اما رابطه هنوز يك‌سويه است. او مي‌بيند و مي‌شنود و شخصيت خود را مي‌نماياند و از خود مي‌گويد.

اما گاه فيلم‌ساز مي‌طلبد يا در جست‌وجوي شخصيتي براي فيلمش به كسي برمي‌خورد كه از طريق بيان و نمايش دنياي او، بخشي يا كليتي از حس و حرف خود را هم بيان مي‌كند. در اينجا شخصيت نمي‌داند، اما فيلم‌ساز آگاهانه درون و ذهنيت خود را هم در شخصيت فيلمش جست‌وجو مي‌كند و گاه در اين كاوش و كنكاش «شخصيت/ خود» بيانگرانه، به وجوهي از انسان فيلمش راه مي‌يابد كه براي خود او يا نزديكانش هم پنهان و ناملموس بوده است.

در موقعيت‌هايي خاص، تنها شخصيت نيست كه موضوع فيلم است، بلكه فيلم‌ساز هم موضوع شخصيت فيلم مي‌شود يا در زندگي آن دوره و در نتيجه در نحوه حضور و رفتار شخصيت، مؤثر واقع مي‌شود و به همين نحو، اين گونه حضور شخصيت در نحوه فيلم‌سازي مستندساز ما نيز تأثير مي‌گذارد. در فيلم با تو حكايتي دگر رضا فرهمند فيلم‌ساز جوان، او و زن مقابل دوربين در سفري شفاجويانه براي زن، ماجرا و موضوع فيلم را شكل مي‌دهند و در مستند جديد او شير + زاد فيلم‌ساز دوربين را به دست دو شخصيت فيلمش مي‌دهد و ماجرا از ديد و ذهنيت آنها (و نيز فيلم‌ساز) بيان مي‌شود.

پايان اين نزديكي‌ها و هم‌ساني‌ها مستندسازي از خود است كه در بيست سال فيلم‌سازي مستندساز مشهور آمريكايي راس مك ال وي از دوره‌ها و مقاطع حساس زندگي خود و نزديكانش در چند فيلم جذاب، حاصل غريبي به بار آورده است.

چاپ شده در شماره آذر ماه ۱۳۸۴ماهنامه فیلمنگار شماره ۳۹

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:21  توسط   | 

پي‌گيري يك نياز؛ مستند براي كودك

كفش تنيس، ازدواج، ورزش معلولين، جراحي زيبايي و سوژه‌هايي كه براي بچه‌ها خوبه!


مترجم: مينا كشاورز


در بخش Doc U، جشنواره فيلم مستند آمستردام كه از تاريخ 22 نوامبر تا 3 دسامبر در پايتخت هلند برگزار شد، 10 فيلم شركت داشتند. جشنواره فيلم مستند آمستردام يكي از چهار جشنواره اروپايي است كه بخش مستقلي براي نمايش آثار مستندي كه براي كودكان و نوجوانان مناسب هستند، دارد.

هيئت داوران اين بخش متشكل از پنج نوجوان 15 تا 18 ساله است كه توسط سازمان CYP (cultural youth passport) انتخاب شده‌اند. از 10 فيلم حاضر در اين بخش، هشت فيلم توسط منتقدان نوجوان سايت‌هاي XXXS و cultonline.nl انتخاب شده است.

 

 

Homies

نويسنده و كارگردان: جنيك اسپليدبول، محصول دانمارك، 2005، 47 دقيقه، ويديويي.

فيلم در رابطه با دو پسر بچه است كه كارهاي عجيب مي‌كنند و رفتارشان بزرگ‌تر از سنشان است.كارهاي مورد علاقه‌شان سفر با اسكوتر (چرخ پايي) و شعار نوشتن روي ديوارهاي شهر است. در حالي كه روي كاناپه دراز كشيده‌اند به سؤالات مصاحبه كننده هم جواب مي‌دهند. مثل بچه‌هاي 15 ساله حرف مي‌زنند. دائم درباره رفيق فابريك‌هايشان و علاقه‌اي كه به اسكوتر دارند حرف مي‌زنند. هر دو معتقدند كه در زندگي شخصي‌شان تا حدي تحت‌تأثير والدينشان بوده‌اند. رابطه آنها از يك بعد ديگر هم جالب است؛ اين كه نينوس يك مهاجر است و رفيق فابريكش دانماركي است، اما راسموس دانماركي است و يك رفيق فابريك مهاجر دارد. دوربين همه جا آنها را دنبال مي‌كند، از خيابان تا مراكز تفريحي.

 

فقط براي لذت

نويسندگان: كام چنترل و تيبائو دولانگويل، كارگردانان: ليزا لئون و تيبائو دولانگويل، محصول آمريكا و فرانسه، 2006، 66 دقيقه، ويديويي.

فيلم سرگذشت تاريخي كفش تنيس است. زماني اين كفش جزو وسايل ورزشي محسوب نمي‌شد، اما در كمتر از 10 سال به يكي از وسايل ضروري جوانان و مد آنها تبديل شده است. در مغازه‌هاي فروش كفش، مدل‌هاي زيادي از اين دسته كفش‌ها مي‌توان ديد كه شايد فقط 20 درصد آنها به منظور استفاده براي ورزش تنيس خريداري مي‌شوند. فيلم از زماني كه چنين كفشي هيچ استفاده‌اي نداشت را نمايش مي‌دهد تا الان كه دوران اوج فروش اين مدل كفش‌هاست و به يك پديده فرهنگي تبديل شده است.

 

معشوق تنها

نويسنده و كارگردان: بتينا هامسن، محصول آلمان،2004، 52 دقيقه، ويديويي.

راسيا، يك دختر نيجريه‌اي است كه در مقابل دوربين خجالت مي‌كشد و به حرفي كه دوستش، فاطيما راجع به مردي مي‌زند كه به زودي با راسيا ازدواج خواهد كرد، مي‌خندد. نه خوش‌تيپ است و نه پولدار. ولي راسيا تحت هر شرايطي دوست دارد كه با او ازدواج كند. چون اميدي به آينده‌اش ندارد. طبق رسم و سنتي كه در نيجريه است، او تا شب ازدواج نمي‌تواند با شوهرش صحبت كند. معشوق تنها، يك عاشقانه آرام و دوست داشتني درباره آخرين روزهاي زندگي يك دختر جوان نيجريه‌اي قبل از ازدواج است.

 

مادر

نويسنده و كارگردان: سوفي هليبراند، محصول هلند 2005 / 15 دقيقه، ويديويي.

فيلم راجع به زندگي هفت بچه‌اي است كه توسط مادر معتادشان سر راه گذاشته شدند و خانواده‌اي آنها را بزرگ مي‌كند. حالا هر يك از آنها بزرگ شده و زندگي مستقلي دارند و تصميم مي‌گيرند به سراغ مادرشان در كلينيك ترك اعتياد بروند. آنها دوست دارند ابهامات زندگيشان را روشن كنند؛ اين كه چرا پدرشان فوت كرد يا مادرشان چطور توانست آنها را رها كند و...

 

Murderball

 نويسندگان و كارگردان‌ها: هنري الكس روبين و دانا آدام شاپيرو، محصول آمريكا، 2004، 88 دقيقه، 35 ميلي‌متري.

ورزش‌هايي مثل بسكتبال، راگبي و هاكي روي يخ كه توسط معلولين انجام مي‌شود، در ابتدا، murderball بود. اين فيلم درباره تيم راگبي معلولين است. هر يك از اعضاي تيم در اثر سانحه‌اي فلج شده‌اند؛ يكي در اثر تصادف، ديگري در جنگ و شخص ديگري در اثر بيماري.

فيلم علاوه بر نمايش بازي‌ها و تمرينات تيم از جام قهرمانان 2002 تا مسابقات پاراالمپيك 2004 آتن، زندگي شخصي هر يك از بازيكنان و روابطشان با مربي تيم را نشان مي‌دهد.

 

دماغ به سبك ايراني

كارگردان: مهرداد اسكويي، محصول ايران،2005، 52 دقيقه، ويديويي.

دماغ به سبك ايراني راجع به تمايل زياد جوانان ايراني به ويژه دختران به جراحي پلاستيك به خصوص عمل بيني است. به طوري كه جراحي پلاستيك در حال حاضر يكي از شغل‌هاي پردرآمد حال حاضر جامعه ايران است. فيلم اين موضوع جذاب را از طريق گفت‌وگو با كساني كه از عمل بيني‌شان راضي يا ناراضي بوده‌اند دنبال مي‌كند و به تجزيه و تحليل جامعه و عقايد و ديدگاه‌هاي جوانان در اين رابطه مي‌پردازد.

 

دنياي ززيل

نويسنده و كارگردان: كاترين مارچن آسموسن، محصول دانمارك، 2005، 33 دقيقه، ويديويي.

ززيل دختر 15 ساله دانماركي تنها دانش آموز دانماركي مدرسه‌اش است. جايي در فيلم مي‌گويد: مي‌تونيد بگيد تو اين مدرسه من خارجي‌ام.

دو تا دوست عرب دارد، تانجا و ميا كه هميشه و همه جا با هم هستند؛ در كلاس، تفريح، بازي و...فقط در ملاقات‌هاي اينترنتي كه ززيل با دوست چتي‌اش دارد از آنها جدا مي‌شود و مرتب نگران و ناراحت است.

 

آدرلين

نويسنده و كارگردان: استر گولد، محصول هلند، 2005، 15 دقيقه، ويدويويي.

تعدادي دانش‌آموز واحد درسي‌اي به عنوان «چگونگي مقابله با خشونت» را مي‌گذرانند و استاد آنها در رابطه با اين موضوع مي‌گويد: «شما نمي‌توانيد خشونت را كنترل كنيد ولي قادر به مديريت آن هستيد.»

در پايان اين درس هريك از دانش‌آموزان مثال‌هايي عيني از آن چه در اين رابطه برايشان روي داده است مي‌زنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:9  توسط   | 

پي‌گيري يك نياز؛ مستند براي كودك

آرزوم اينه كه كاسيا خوب شه....


فيلمنامه مارسنيك يك نمونه ساده و باارزش از فيلم‌هاي مستندي است كه براي كودكان مناسب به نظر مي‌رسد. فيلم‌هاي سينمايي داستاني و مستندي هستند كه هنرمندان آن به خاصيت آينه گوني آن فكر مي‌كنند؛ به تأثير بازتاب مشخصات بي‌تنظيم و خالي از جهت اثر براي ارائه و تذكر دوباره احساسات و عواطف انساني به مخاطب. فيلمنامه مارسنيك زندگي يك بچه كوچولو را كه نگران سلامتي خواهر كوچولوتر از خودش است به تماشاچي‌هاي بچه نشان مي‌دهد. بچه‌ها با ديدن اين فيلم‌ها يادشان مي‌افتد آن باري را كه دلشان براي خواهر و برادر و يا مامان و بابايشان شور افتاده بود. اما آن بار فقط دلشان شور مي‌زد. اما تجربه تماشاي يك اثر هنري كه داراي چنين تذكري هست آنها را به دلشوره نمي‌اندازد. بلكه تماشاي دلشوره براي ديگران (ديگرخواهي) كه ناخودآگاه و به طبيعت در آدمي نهاده شده، حس ستايش از رخدادي حماسي را در انسان ايجاد مي‌كند. با تماشاي عاطفه ناب و معصومانه تماشاچي به حماسي بودن عنصر عاطفه و ديگر خواهي پي مي‌برد و بر دلواپسي و شوري كه روزي كه در دل خود داشته صحه زده و ارج مي‌نهد.اين چنين مي‌شود كه حس ديگر خواهي با فيلمي مانند مارسنيك در مخاطب خردسال تقويت مي‌شود و دنيا با ديگرخواهي است كه جاي بهتري مي‌شود... ساده‌تر اين كه بچه‌ها با ديدن اين فيلم‌ها احساسات عاطفيشان تقويت مي‌شود. همان گونه كه ما آدم بزرگ‌ها وقتي يك فيلم عاطفي مي‌بينيم، عاطفي‌تر مي‌شويم. اما خب بزرگترها سخت‌تر ازكودكان عنصري در شخصيتشان نهادينه مي‌شود. همين واجب‌تر مي‌كند اين مهم را كه بايد براي كودكانمان مستندها و فيلم‌هايي با مضامين عاطفي به نمايش بگذاريم.

هادي مقدم دوست

 

 

مارسنيك

نويسنده: ماريوس ملك

مترجم: ميناكشاورز

Mina.keshavarz@gmail.com

 

صحنه 1/ پيش نما

خارجي

تعدادي چادر سرخ‌پوستي كنار درياچه. در واقع چادر نيستند بلكه يك كومه كاه خشك هستند كه شبيه چادرهاي سرخ‌پوستي شده. چند تا بچه شبيه سرخ‌پوست‌ها از پشت اين كومه بيرون مي‌آيند. مشغول بازي با تير و كمان هستند. يكي از آنها آرايش سرخ‌پوستي روي صورتش را پاك مي‌كند. او مارسنيك، شخصيت اصلي فيلم است.

عنوان فيلم

 

صحنه 2

خارجي

يك جاده بي انتها كه در پس زمينه، سيلويي با آجرهاي قرمز و پروانه‌هاي آسياب بادي ديده مي‌شوند. مارسنيك در حال قدم زدن است و به دوربين نزديك مي‌شود. او لباس پيشاهنگي پوشيده.

موسيقي + نريشن:

راجع به خودش حرف مي‌زند:

سن و سال، مدرسه، چيزهاي مورد علاقه‌اش... پيشاهنگي.

صحنه 3

خارجي

مارسنيك كنار يك كالسكه كودك ايستاده. خواهر كوچكش، كاسيا، در كالسكه است. پدر و مادرش از راه مي‌رسند و مادر كاسيا را بلند مي‌كند. با هم پيش پدر بزرگ و مادر بزرگ مارسنيك مي‌روند. آنها را در حالي كه جلوي يك كلبه قديمي سنگي ايستاده‌اند از ميان حصار اطراف خانه مي‌بينيم. در نماي بعد، خانه آنها را از ميان علفزارها و جاده مي‌بينيم. مراتعي كه اسب‌ها در آن مشغول چرا هستند.

خانه آنها به صورت يك لكه سفيد از بين درخت‌ها ديده مي‌شود. فيلم‌برداري از ساحل درياچه انجام مي‌شود.

موسيقي + نريشن:

خانواده‌اش را معرفي مي‌كند.

صحنه 4

خارجي

مارسنيك را در حالي كه مشغول تماشاي چيزي است (مثل اين كه منتظر است) مي‌بينيم. اين نما كات مي‌شود به نماي بعد كه يك ريل آهن را مي‌بينيم كه بخشي از يك پل متحرك است. پشت پل، قايق‌هاي ماهي‌گيري كنار ساحل لنگر انداخته‌اند. يك كشتي (وايكينگ) بزرگ قهوه‌اي رنگ وارد لنگرگاه دارلو مي‌شود.

يك نماي كلي از ورودي لنگرگاه تا فانوس دريايي روي پل.

مارسنيك لبخند مي‌زند.

كشتي در طول كانال دارلو حركت مي‌كند. مثل پرده‌اي كه كنار زده مي‌شود، پل باز شده و مردم منتظر را در سمت ديگر كانال و روي پل مي‌بينيم.بعد از عبور كشتي، پل بسته مي‌شود. بين آدم‌هايي كه در حال عبور از روي پل هستند، دوربين پسر بچه‌اي را كه كالسكه‌اي به دست دارد، پيدا مي‌كند. او شخصيت اصلي فيلم است. خواهر كوچكش، كاسيا، در كالسكه است. والدينشان پشت سر آنها راه مي‌روند.

موسيقي + نريشن:

كنار دريا زندگي مي‌كنم.....اينجا را دوست دارم چون....

صحنه5

خارجي

ساحل دريا. تپه‌هاي شني ديده مي‌شوند. گروهي از پسرها فوتبال بازي مي‌كنند. مارسنيك هم در ميان آنهاست. او دروازه‌بان است و خيلي خوب هم بازي مي‌كند.

موسيقي و صحبت‌هاي مارسنيك:

بازي‌ها و فعاليت‌هاي مورد علاقه: جنگ سرخ‌پوستي، فوتبال، نقاشي، پازل، جمع آوري سكه و.....

مارسنيك بالاي يكي از تپه‌هاي شني نشسته است. تنهاست. يا نقاشي مي‌كند يا بادبادك هوا مي‌كند و....

صحنه6

خارجي

ادامه صحنه 4. مارسنيك و كاسيا، كنار فانوس دريايي هستند. با هم به سمت ورودي لنگرگاه مي‌روند. قايق ماهي‌گيري از آنجا مي‌گذرد...يك موج بلند به ورودي لنگرگاه مي‌خورد...

موسيقي+ نريشن:

درباره بيماري خواهرش صحبت مي‌كند.

صحنه7

خارجي

مارسنيك در حال قدم زدن در مزرعه گندم است. در ميان خوشه‌هاي گندم ناپديد شده است.

موسيقي+ نريش:

راجع به عشقش نسبت به پدر و مادرش صحبت مي‌كند. كمك به آنها مثل...

همچنان مشغول راه رفتن در ميان گندم‌هاست و خوشه‌هاي گندم همراه با وزش باد به صورت مارسنيك مي‌خورند.

موسيقي+ نريشن:

طرز استفاده از چوب ماهي‌گيري را از پدرم ياد گرفتم.

مارسنيك و پدرش مشغول جمع‌آوري ني‌ها هستند و از آنها به عنوان چوب ماهي‌گيري استفاده مي‌كنند.

عرشه يك كشتي كنار ساحل است. ني‌هاي شكسته در پس‌زمينه ديده مي‌شوند.مارسنيك و پدرش روي لبه عرشه نسستند و مشغول ماهي‌گيري هستند. اولين ماهي (لوتي 2) به قلاب گير مي‌كند...

صحنه8

داخلي

خانه شخصيت اصلي فيلم‌مان را مي‌بينيم. غروب است. مادرش مشغول شستن كاسيا است پيش از اين كه او را بخواباند. مارسنيك در شستن كاسيا به مادرش كمك مي‌كند.

نريشن:

عاشق مادرم هستم به خاطر...او به من ياد داده كه....

مارسنيك مشغول خواندن داستان براي كاسيا است تا خوابش ببرد. خوابش مي‌برد و مارسنيك او را نوازش مي‌كند و از اتاق بيرون مي‌رود. چراغ را خاموش مي‌كند.

صحنه9

داخلي

تاريكي اتاق با نور آبي ساعت روشن مي‌شود. عقربه‌هاي ساعت يك درجه حركت مي‌كنند و چهار صبح را نشان مي‌دهند. ساعت زنگ مي‌زند. دست يك مرد، ساعت را خاموش مي‌كند. چراغ روشن مي‌شود. پدر مارسنيك او را بيدار مي‌كند. سريع لباس مي‌پوشند. بيرون، هوا گرگ و ميش است و از پنجره ديده مي‌شود. مادر مارسنيك براي آنها ساندويچ آماده مي‌كند. پدر و پسر از خانه بيرون مي‌روند. هوا سرد است.

موسيقي

صحنه10

خارجي

صبح زود در قايق ماهي‌گيري در لنگرگاه دابكي. مارسنيك به همراه پدرش و ديگر ماهيگيران، قايق‌ها را به سمت آب هل مي‌دهند.

موسيقي+ نريشن:

دوست دارم به پدر و مادرم كمك كنم. اين اولين باري است كه اين قدر زود از خواب بيدار شدم...

قايق در آب است. مارسنيك، پدر و عمويش به سمت دريا مي‌روند.

يادداشت: هم زمان دو تا داستان را بيان مي‌كنيم. ماهي‌گيري و مراقبت مارسنيك از خواهرش.

 

صحنه 11

داخلي

مارسنيك در غياب والدينش از كاسيا مراقبت مي‌كند. گهواره او را تكان مي‌دهد. كاسيا مي‌خندد و مارسنيك او را نوازش مي‌كند.

موسيقي

صحنه12

خارجي

قايق به منطقه صيد ماهي نزديك مي‌شود. شايد مارسنيك قايق را هدايت كند....

موسيقي+نريشن:

تصميم گرفته‌ام:

تعطيلات امسال به والدينم كمك كنم. بايد پول دكتر كاسيا را فراهم كنيم.

صيادان تورهاي ماهي‌گيري را پهن مي‌كنند. مارسنيك در حال كمك كردن است.

صحنه13

داخلي

مارسنيك و كاسيا در خانه هستند. او هامستري 3 را كه دارند از قفسش بيرون مي‌آورد و آن را به خواهرش نشان مي‌دهد. كاسيا مي‌خندد.

موسيقي

صحنه14

خارجي

قايق در منطقه صيد ماهي. مارسنيك مشغول كمك به پدرش است تا تور ماهي‌گيري را به درون قايق بكشند.

موسيقي

خوشحالي آنها بعد از يك صيد عالي.

 

صحنه15

خارجي

قايق به ساحل نزديك مي‌شود. ماهيگير كوچك فيلممان، مارسنيك، خوشحال است. پدرش درون آب مي‌پرد و طنابي را كه به قايق وصل است مي‌گيرد و مي‌كشد. قايق آهسته به ساحل مي‌رسد.

موسيقي

صحنه17

خارجي

قايق ماهي‌گيري در اسكله دابكي. مارسنيك و پدرش ماهي‌ها را جدا و تور را تميز مي‌كنند. به نظر مي‌رسد منتظر كسي هستند. ماشيني از راه مي‌رسد. مارسنيك از كاري كه مي‌كرد دست مي‌كشد. راننده، مردي است كه از آنها ماهي مي‌خرد. مارسنيك و پدرش ماهي‌ها را به او مي‌فروشند. آنها خوشحال و راضي هستند.

موسيقي

مارسنيك و پدرش به خانه بر مي‌گردند. مادرش و كاسيا با خوشحالي از آنها استقبال مي‌كنند.

صحنه18

داخلي

خانه مارسنيك. او راجع به ذهنيات و آرزوهايش صحبت مي‌كند.

نريشن:

آرزوم اينه كه كاسيا خوب بشه....

صحنه19

خارجي

مقابل خانه مارسنيك. او و خانواده‌اش سوار ماشين مي‌شوند و مي‌روند.

نريشن:

ايمان دارم، اين دكتر بهمون كمك مي‌كنه؛ داريم كاسيا را مي‌بريم اونجا....

صحنه20

داخلي

مطب دكتر...همه منتظر جواب دكتر هستند... معاينه كاسيا تمام شده است....

مكالمه دكتر با آنها راجع به نتايج آزمايش و بيماري كاسيا.

واكنش مارسنيك و والدينش. اگر احتياج به انجام آزمايشات ديگري در خارج از كشور باشد، مارسنيك راجع به آن برايمان توضيح مي‌دهد.

صحنه21

خارجي

پل لنگرگاه دارلو( شبيه صحنه4). مارسنيك با كاسيا كه در كالسكه است در مركز آن ايستاده‌اند. دو سر پل در دو سوي مختلف از هم جدا مي‌شوند. بچه‌ها همان طور كه دو سر پل جدا مي‌شود، دور مي‌شوند. يك قايق ماهي‌گيري مي‌گذرد و تمام قاب را پر مي‌كند.

نريشن:

آخرين حرف‌هاي مارسنيك.

موسيقي

تصوير به تدريج فيد اوت مي‌شود.

 

1. دريانوردان اسكانديناوي كه در سده‌هاي هشت تا ده ميلادي، كرانه‌هاي اروپا را مورد تاراج قرار مي‌دادند.

2. نوعي ماهي خاردار بومي آمريكا

3. موش بزرگ (هامستر)

 

نويسنده و كارگردان: ماريوس ملك، فيلم‌بردار: مارسين بوكوفسكي، صدا: پاول دورسكو، موسيقي: آبل كرزنيوسكي، تدوين: پيوتر كريستويس، مدير توليد: جرزي موسزينكي و پاول ريمان، تهيه‌كننده: EBU ، محصول 2004 لهستان، رنگي، 14:45 دقيقه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:6  توسط   | 

 بررسي کمي فيلم‌هاي مستند براي كودكان

انگشت شمار

مترجم: مينا كشاورز

Mina_ Keshavarz@gmail.com


در سپتامبر 2001 در شهر كلن آلمان همايشي تحت عنوان: «فيلم‌هاي مستند براي كودكان» برگزار شد.

نتايج تحقيقات ارائه شده در اين سمينار سه روزه، تا كنون تنها منبع در دسترس درباره فيلم‌هاي مستند براي كودكان است.ژانري كه ساختارش به درستي شناخته نشده است، قواعد معمولش شكسته شده و توليدات خصوصي كمي دارد. به همين علت تحقيق و مطالعه در اين رابطه بسيار دشوار است. به عنوان مثال سؤالات محققان در رابطه با توليد، حمايت، نمايش يا پخش فيلم مستند براي كودكان اغلب با پاسخ منفي روبه‌رو شدند. چون اين گونه فيلم‌ها هرگز به عنوان يك گروه مستقل شناخته نشدهاند، در حالي كه هنوز وجود دارند و توليد مي‌شوند.

توليد و پخش فيلم‌هاي مستند

بيشك نقش كليدي تلويزيون در توليد و پخش فيلم مستند انكارناپذير است. در فاصله نوامبر 2000 تا ژانويه 2001  114 فيلم مستند در برنامه‌هاي كودك تلويزيون‌هاي دولتي توليد و پخش شدهاند. سه شبكه تلويزيوني ZDF، SWR و WDR بيشتر از ساير شبكه‌هاي تلويزيوني اين گونه از فيلم مستند را توليد مي‌كنند و در تلويزيون نمايش مي‌دهند.

به طور ميانگين مدت زمان فيلم‌هاي مستند بين 5 ـــ3 دقيقه است. (يكي از اهداف اوليه گروه‌هاي مستندسازي، هرچه كوتاه كردن زمان فيلم‌ها بود.)

موضوعات فيلم‌هاي مستند براي كودكان حدودا 6 ساله، اغلب مسائلي هستند كه زماني نزديك به 8 دقيقه براي بيان آنها كافي است. در حالي كه مدت زمان فيلم مستند براي يك كودك تقريباً 8 ساله‌، بين 3ـــ1 دقيقه در نظر گرفته شده است. فيلم‌هاي مستند براي كودكان بالاتر از 8 سال نيز شامل كات‌هاي سريع، موسيقي، افكت‌هاي تصويري و حركت دوربين مي‌شود، به طوري كه بچه‌ها ناچارند در يك مدت زمان كوتاه، با تعداد زيادي نشانه‌گذاري و درك مفاهيم و...ارتباط برقرار كنند.

تنها تعداد كمي فيلم مستند 30 دقيقه‌اي وجود دارد و يكي از نمونه‌هاي خوب مستند 30 دقيقه‌اي براي كودكان، درباره يك دختر بوسنيايي به نام مليا بود. شبكه swr در مارس 2001 اين فيلم را نمايش داد.شبكه تلويزيوني WDR نيز به طور مرتب مستند‌هاي 30 دقيقه‌اي مثل Die sendung mit der maus  را در برنامه كودك نمايش مي‌داد.اين شبكه همچنين در توليد مجموعه جانوران افسانه‌اي نيز شركت داشت، كه يك پروژه بين‌المللي با همكاري پنج گروه مستند سازي بود و شامل 13 قسمت 30 دقيقه‌اي مي‌شد.

تعداد زيادي از اين 114 فيلم، جنبه آموزشي دارند. (تنها 21 فيلم در رابطه با محيط زندگي كودكان است و 93 فيلم ديگر بيشتر درباره اطلاعات علمي و فني هستند.) اين فيلم‌ها بيشتر به صورت ميان‌برنامه نمايش داده شده و باعث متعادل شدن ريتم برنامه مي‌شوند، حس كنجكاوي بچه‌ها را ارضا مي‌كنند و اشتياق و عطش آنها را براي فهميدن مسائل زندگي روزانه نشان مي‌دهند.اين گونه فيلم‌ها باعث برانگيختن قوه تخيل و ابتكار بچه‌ها مي‌شوند و مي‌توانند آنها را در يك مسير صحيح هدايت كنند.

فيلم‌هايي در رابطه با زندگي حيوانات (33 فيلم) از نظر توليد و پخش در رده اول، درباره دانش و اطلاعات تخصصي (19 فيلم) در رده دوم و با موضوعاتي نظير موسيقي، سينما و تلويزيون (16 فيلم) در رده سوم قرار دارند.

اما واقعيت اين است كه پرداختن به موضوعاتي نظير دانش و اطلاعات تخصصي و فني در فيلم‌هاي مستند براي كودكان با نتايج تحقيقات به دست آمده درباره مسائلي كه كودكان نسبت به آنها علاقه و تمايل نشان مي‌دهند در تضاد كامل قرار دارد. بر اساس نتايج اين تحقيق، بيان احساسات و عواطف كم ارزش و مسائل روزمره براي كودكان و نوجوانان جذاب‌تر است. چون آنها علاقه‌مند و مشتاق شناختن مسائلي از قبيل دوستي، عشق، ترس، اميد، آرزو و زندگي روزانه هم‌سالانشان هستند. در واقع فيلم مستند براي ارضاي اين نيازها و خواسته‌ها توليد مي‌شود. يك نمونه خوب از مستند‌هايي با موضوعات فوق و براي كودكان برنامه‌اي است با نام stark!ـــ kinder erzahlenihre كه در شبكه تلويزيوني كودكان (KIKA) نمايش داده مي‌شود. اين مجموعه يك پروژه مشترك اروپايي است كه هر قسمت از آن توسط يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني اروپا و به مدت زمان 15 دقيقه توليد شده‌اند. در اين برنامه با كودكاني آشنا مي‌شويم كه در باره اين كه چطور مي‌توانند با ديگران متفاوت باشند صحبت مي‌كنند يا بچه‌هايي كه سرگرمي‌هاي غير عادي يا مشكلات خاصي دارند و خصوصاً بچه‌هايي كه اجازه نمي‌دهند مسائل و مشكلات بر آنها تأثير بگذارد و به اين ترتيب مي‌توانند به بچه‌هاي ديگر شجاعت و اميد به زندگي را ياد بدهند.

فيلم‌هاي مستندي كه براي كودكان در تلويزيون توليد مي‌شوند، بايد در برگيرنده مفاهيم عميق باشند. بايد پيرنگ تحقيق و فيلمنامه مستند به گونه‌اي تنظيم شود كه قوه تخيل و تصور كودكان را برانگيزد.

 

توزيع فيلم‌هاي مستند كودك توسط پخش‌كنندگان تجاري يا غير تجاري

تعداد زيادي از توليدات تلويزيوني توسط توزيع كنندگان تجاري پخش مي‌شوند. آنها هم به طور عمده فيلم‌ها را در مدارس پخش مي‌كنند. از بين 13 پخش‌كننده تجاري كه مورد بررسي قرار گرفته‌اند ـــ با وجود اين كه فيلم‌هاي آموزشي طبقه‌بندي شده‌تر از فيلم‌هاي مستند هستند ـــ هيچ يك از آنها تفاوتي بين فيلم‌هاي مستند كودك و فيلم‌هاي آموزشي قائل نمي‌شوند. با توجه به نتايج بررسي ويژگي‌ها و خصوصيات فيلم مستند براي كودكان، يك تقاضاي زنده براي چنين فيلم‌هايي وجود دارد كه موضوعات و مسائل اجتماعي از قبيل خشونت، ترس از بيگانگان، زندگي كودكان در ديگر كشورها، اطلاعات علمي و صنعتي مثل محيط زيست يا تكنولوژي و مسائل اخلاقي نظير مرگ و فقر را پوشش مي‌دهد. همچنين از اين طريق هم مي‌توان به بچه‌ها آموزش داد. هر چند كه گرايش عمومي نسبت به فيلم‌هاي مستند آموزشي به تدريج رو به كاهش است. دلايل ديگري كه باعث كاهش علاقه مردم به فيلم مستند مي‌شود، عبارت‌اند از: كمبود فيلم‌هاي مناسب، اطلاعات ناقص در مورد فيلم‌هاي موجود، فقدان آگاهي (سواد) معلمان و مربيان در رابطه با رسانه‌ها و نبود تعليم و تربيت رسانه‌اي در دوره تحصيلات مدرسه براي بچه‌ها.

يكي از پخش‌كنندگان فيلم‌هاي مستند كودكان در آلمان بر اين باور است كه فيلم‌هاي مستند كودكان به شرطي كه ايده‌هاي جديد را پرورش دهند و فرمت‌هاي جديد و ابتكاري را به كار ببرند، آينده خوبي خواهند داشت. فيلم‌هاي مستند زيادي وجود دارند كه علاوه بر اين كه از نظر هنري و زيباشناختي در سطح خوبي قرار دارند، مفاهيم آموزشي و علمي را هم در بر مي‌گيرند، اما متأسفانه چندان مورد استقبال مدارس قرار نمي‌گيرند، هر چند كه به راحتي بخش عمده‌اي از نيازهاي آموزشي و تربيتي آنها را ارضا مي‌كند. تنها يك پخش‌كننده تجاري فيلم در زمينه فيلم‌هاي مستند براي كودكان فعاليت مي‌كند و بقيه معتقدند كه سينماروها علاقه‌اي به ديدن فيلم‌هاي مستند كودكان ندارند و به همين دليل تقاضايي براي اين گونه فيلم‌ها وجود ندارد. تنها فيلم مستندي كه براي بچه‌ها ساخته شده بود و در سينما‌ها نمايش داده شد، يك فيلم مستند كوتاه ساخته سباستين وينلكس به نام Hase und Igel بود كه شركت kinowelt AG قبل از شروع فيلم اصلي آن را نمايش مي‌داد.

 

فيلم مستند كودك در جشنواره‌هاي فيلم اروپا

فيلم‌هاي مستند براي كودكان در 11 جشنواره از 17 جشنواره فيلم اروپا نمايش داده مي‌شوند. به راستي كه جشنواره‌ها يك گنج هستند. 4 جشنواره اروپايي هستند كه هميشه بخش مستقلي تحت عنوان فيلم مستند دارند. («بوستر» دانمارك، «گلدن راپتز» آلمان، «جشنواره هنر فيلم» فرانسه، «جشنواره بين‌المللي فيلم مستند آمستردام» هلند) در ديگر جشنواره‌ها فيلم‌هاي مستند اغلب به صورت بخش ويژه نمايش داده مي‌شوند.

جشنواره‌هاي فيلم تنها جايي هستند كه شكايتي از كم‌بيننده بودن فيلم‌هاي مستند كودكان ندارند. برعكس، مديران و دست اندركاران جشنواره به همان اندازه كه نسبت به ديگر فيلم‌هاي جشنواره توجه نشان مي‌دهند، نسبت به فيلم‌هاي مستند هم حساس هستند. به طوري كه در رابطه با فيلم‌هاي بلند مستند براي كودكان در صورتي كه فيلم براي بچه‌ها جذاب باشد و بتواند آنها را شيفته خودش كند، تمام حواسشان را به فيلم مي‌دهند و همه چيز را با دقت دنبال مي‌كنند. در 5 سال گذشته بيش از 100 فيلم مستند براي كودكان در جشنواره‌هاي مختلف نمايش داده شده است. اكثر اين فيلم‌ها در سه كشور دانمارك( 35 فيلم )، آلمان (19 فيلم) و هلند( 10 فيلم) توليد شده بودند. اكثر فيلم‌هاي نمايش داده شده در اين بخش از توليدات تلويزيوني هستند. شبكه‌هاي تلويزيوني 60 درصد فيلم‌هاي بخش مستند كودكان در جشنواره‌ها را توليد كرده‌اند.

 

حمايت از مستند كودك در آلمان

حاميان فيلم در درجه نخست توجه خود را به سينما معطوف كردند، در صورتي كه تلويزيون هم جاي مناسبي از نظر حمايت كردن فيلم‌هاي مستند است. اما با وجود حمايت‌هاي زياد تنها سه فيلم در سال‌هاي اخير توسط سازمان‌هاي حامي تهيه و توليد شده‌اند: «namibia oder ruckkehr in ein fremdes lands»،«Die champions» به كارگرداني كريستف هوبنر( در دست توليد) و «kinder von st.Georg» به كارگرداني لسلي فرانك و هرمان لورنز (در دست توليد) كه دو فيلم آخر توسط سازمان «kuratorium junger deutscher film » توليد شده‌اند. بر اساس آمارهاي سازمان مذكور_ بنياد حمايتي براي ارتقا و پرورش استعدادهاي جوانان آلماني _ درخواست سرمايه براي ساخت مستند كودكان و اصلاً فيلم كودك كم است. در صورتي كه نيمي از سرمايه آنها به اين منظور در نظر گرفته شده است و به دليل نبود تقاضا براي اين گونه سينما تنها 1/3 از سرمايه موجود صرف يافتن فيلم براي كودكان ـــ داستاني و مستند ـــ شده است. به همين دليل اين بنياد اقداماتي را در جهت بالا بردن سطح دانش فيلمنامه‌نويسان و تهيه كنندگان در رابطه با توليد فيلم مستند كودك انجام داده است. از جمله اين اقدامات مي‌توان از يك گروه نام برد كه كتاب‌هاي كودكان را مورد بررسي قرار مي‌دهند و آنهايي را كه براي فيلم مناسب هستند انتخاب مي‌كنند. نتايج اين كار گروهي به تهيه كنندگان و هيئت نويسندگان در فواصل زماني معين ارائه مي‌شود.

 

حمايت از مستند كودك در اروپا

دانمارك و هلند بيش از ساير كشورهاي اروپايي فيلم مستند كودكان را مورد حمايت قرار مي‌دهند. از اواسط دهه نود مؤسسه فيلم دانمارك فعاليت‌هاي خود را در راستاي حمايت از فيلم‌هاي مستند كودك ده برابر كرده است. در سال 1999 پنج فيلم 50 ـــ 18 دقيقه‌اي و در سال 2000 هم پنج فيلم ديگر تهيه و توليد شده‌اند و طبق قوانين معمول اين فيلم‌ها با همكاري شبكه‌هاي تلويزيوني ساخته شده‌اند و در دانمارك، سوئد، نروژ و فستيوال‌هاي فيلم نمايش داده مي‌شوند.

در هلند نيز در قبال حمايت از توليدات تلويزيوني اصطلاح «انگيزش حمايت» را به كار مي‌برند. در سال 1999 پروژه‌اي تحت عنوان «بچه‌ها و مستند» با همكاري سازمان «cinekid» ـــ نهادي با هدف ارتقاي سطح كيفي توليدات رسانه‌اي كودكان _ شروع به كار كرد. هنگام توليد اين پروژه كه در واقع شبيه جشنواره است، بچه‌ها مي‌توانند موضوعاتي را براي فيلم مستند مطرح كنند. از بين موضوعات مطرح شده، 10 تا 12 موضوع براي بررسي در شبكه‌هاي تلويزيوني انتخاب و ثبت مي‌شوند. فيلمنامه‌نويسان و داوران رفتارها و عقايدشان را بر اساس ايده‌هاي بچه‌ها پرورش مي‌دهند و در طول برگزاري جشنواره هيئت داوران برنده را اعلام مي‌كند و توليد فيلم با موضوع انتخابي و با سرمايه‌اي در حدود يك ميليون دلار حمايت مي‌شود.

 

فيلم مستند كودك در دانشگاه‌هاي فيلم‌سازي

تنها در دو دانشگاه فيلم آلمان، مستند كودكان تدريس مي‌شود.دانشگاه HFF konrad wolf و HFF در مونيخ. اين دانشگاه‌‌ها امروزه پيشنهاد مي‌كنند كه معرفي آكادميك در اين رابطه و هرگونه اطلاعاتي درباره چگونگي آماده كردن و نوشتن فيلمنامه مستند براي كودكان و نوجوانان ارائه نشود. آنها دانشجويان را در انتخاب موضوع و ژانر مورد علاقه‌شان آزاد مي‌گذارند و دانشجويان فقط در صورتي كه علاقه شخصي به فيلم‌سازي براي كودكان و نوجوانان داشته باشند مي‌توانند در گروه‌هاي فيلم‌سازي كه به اين منظور تشكيل شده‌اند استخدام شوند. با وجود اين كه تعداد كمي مستند‌ جذاب هم در دانشگاه‌هاي فيلم‌سازي توليد شده‌اند، اما درس‌هاي اصولي در زمينه مستند سازي كودكان در دانشكد‌ه‌هاي فيلم ارائه نشده‌اند. علت اصلي اين مشكل هم اين است كه براي كساني كه در زمينه فيلم‌سازي كودكان فعاليت مي‌كنند و با چنين گرايشي از دانشگاه فارغ اتحصيل شده‌اند شغلي وجود ندارد.

***

به طور كلي مي‌توان گفت، فيلم‌هاي مستند براي كودكان فيلم‌هايي هستند كه يك تصوير عميق از محيط زندگي بچه‌ها و دنيايي كه در آن زندگي مي‌كنند به آنها مي‌دهند. و مي‌توانند با رعايت تمام نكات زيبايي شناختي و جنبه‌هاي هنري، فيلم جذاب و پر مخاطبي را ارائه دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:3  توسط   |