تبليغاتX
مستند نگاري - مهر ماه 1386مجله فيلم نگار

مستند نگاري

وبلاگ بخش مستند نگاري ماهنامه فيلمنامه نويسي فيلم‌نگار

تجربه‌اي در نگارش فيلمنامه مستند

در گفت‌وگو با مهدي عرب يارمحمدي

ما خود آيين را اجرا كرديم


مهدي عرب يارمحمدي كه تجربه‌هاي مستندسازي آيين‌شناسانه دارد، لطف كرد و در گفت‌وگويي به منظور ثبت نحوه تحقيق و نگارش كار فيلمنامه مستندش حاضر شد.

گفت‌وگو را به شكل متن تنظيم كرديم تا شكل پيوسته‌تر و مفيدتري به دست بياورد. از اين پس نيز درباره روش‌ها و تجربه‌هاي شخصي مستندنگاران مطالبي همانند اين مطلب را خدمتتان تقديم خواهيم كرد.

چند سال پيش مجموعه مستندي را درباره مُجِن مي‌ساختم. من خودم شاهرودي هستم. مجن شهري است در شاهرود و منطقه‌اي ويژه در فضاي كوير است. از نظر لهجه و معماري كاملاً فضاي متفاوتي دارد و اين خيلي عجيب است... باورها و عادات و رسوم آن منطقه را براي آن مجموعه مي‌ساختم و سوژه آداب باران خواهي همان جا پيدا شد... رسم‌هاي منطقه مجن غالباً منسوخ شده و اجرا نمي‌شود، به جز يكي دو مورد. يكي از آن آداب آداب باران‌خواهي بود. تمام رسوم را از طريق تحقيقات ميداني جمع كرديم... پرآبي آن منطقه كه آب شاهرود را تأمين مي‌كند، مرا كنجكاو كرد كه روي آداب باران‌خواهي تمركز كنم.  اول خود آب را بررسي كرديم؛ تقسيم‌بندي‌ها، قنات‌ها، منابع آب و ...چاهي آنجا پيدا كرديم به نام چاه پيرخيرو، اين پير شاگرد شيخ ابوالحسن خرقاني بوده. در تحقيقات درباره اين چاه دوباره به رسم آداب باران‌خواهي رسيديم. اهالي آنجا اعتقاد داشتند اگر در چاه را باز كنند، باران مي‌آيد. ما به صورت پراكنده اطلاعاتي درباره آداب باران  از مردم و مكتوبات محلي (كتاب فرهنگ مردم شاهرود) و منابع مكتوب مربوط به آب و لباس و ... پيدا كرديم. و كدهاي ديگري را نيز از كتاب‌هايي ديگر شناسايي و جمع‌آوري كرديم.

از آنجا كه مي‌دانستم تمام آيين‌ها و آداب رفتاري سرزمين ما حتماً از يك سلسله مراتب و يك شيوه اجرايي مشخص و هماهنگ برخوردار است، مطمئن شدم كه قطعات و نحوه اجرا و حتي اشعار و عناوين مربوط به آداب باران‌خواهي  كه به دستمان افتاده، حتماً بايد در يك تركيب و ترتيب خاص قرار بگيرد. ما حالا دنبال تركيب مستند و واقعي مراحل آداب باران‌خواهي بوديم. آخرين خشكسالي منطقه مجن 15 سال پيش بود. آدم‌هاي زيادي هنوز بودند كه از انجام آخرين بار مراسم آداب باران‌خواهي برايمان بگويند. همان‌ها به ما گفتند كه اين آداب ترتيبي و مراحلي دارد كه منقطع انجام مي‌شد و در پايان هر مرحله انتظار مي‌كشند تا باران بيايد. مرحله اول پختن آش نذري بود، اگر باران نمي‌آمد، شستن منبر پير، اگر باز باران نمي‌آمد وارد مرحله بعدي مي‌شدند و نماز باران مي‌خواندند و گاو قرباني مي‌كردند... ماجراي 15 سال پيش تا قرباني گاو رفته بود و باران آمده بود، ولي ما هنوز اطلاعاتي داشتيم كه نمي‌دانستيم كجاي سلسله مراتب مراسم آداب باران‌خواهي قرار مي‌گيرد. بعد از اين ما با پيرمرد بسيار كهنسالي برخورديم كه از دل خاطرات او متوجه توالي و تركيب باقي اطلاعاتمان شديم. اما نكته‌اي كه در سخن آن پيرمرد نظر مرا جلب كرد و دريافتم كه اين مي‌تواند نقطه پيدا شدن پايان فيلمنامه كار مستند من باشد، اشاره به شكل آخرين مرحله مراسم باران‌خواهي است. يعني به عقد رود درآوردن يك پيرزن بيوه. پيشتر شنيده بودم در زاهدان مشابه اين رسم اما با تفاوتي مشخص وجود دارد؛ يعني دختر جوان باكره‌اي را به قصد به آب نشستن چاه به عقد چاه درآوردن. تفاوت اين دو رسم توجه مرا جلب كرد و نكته اين بود كه در منطقه مجن طلب كساني كه آب مي‌خواهند جوشيدن چشمه و جاري شدن آب در رود است. جزئيات اين رسم اين گونه بود كه بر اساس يك قرعه‌كشي پيرزن بيوه‌اي را براي به عقد درآمدن انتخاب مي‌كردند و بعد او را مانند يك عروس به سوي رود مي‌فرستادند و پير عاقدي او را به عقد رود درمي‌آورد و بعد او را با رود تنها مي‌گذاشتند تا رود جاري شود و از اينجا به بعد تنها انتظار است و بس. اين آخرين مرحله گزارش شده‌اي است كه در آداب باران‌خواهي و طلب آب طالبين به آب رسيده‌اند.

مرحله بعدي تحقيقات تكميلي ما كه با كمك و مشورت خانم سهيلا جبري انجام شد، پيدا شدن روايت و دراماتيزه كردن كار بود. ما در اين مرحله جزئيات ريزتر را گردآوري كرديم و به آنها ساماني روايت‌مند داديم. در اين مرحله از تمام لوكيشن‌هاي مناسب عكس گرفتيم و جاي آنها را بر اساس فيلمنامه و دكوپاژ و استوري‌بورد مرتب كرديم. در پايان اين مراحل همه داشته‌هايمان را با آقاي فرهاد ورهرام چك كرديم كه مشاور من در اين كار بود. آقاي ورهرام توجه ما را به تأكيد بر جزئيات بيشتر و استفاده از نشانه‌هاي محيطي و محلي كه لايه‌هاي عميق‌تري از پژوهش را به كار ما وارد مي‌كرد جلب كرد. ما اين توصيه را در مرحله فيلم‌برداري خيلي به كار برديم. نكته ديگري كه به نظرم براي غني‌تر كردن كار خيلي كارآمد بود، اين بود كه ما براي زنده كردن حس در مردم محلي همين رسم را مو به مو اجرا كرديم. اين تمهيد باعث مي‌شد كه مشاركت مردم در يك اجراي واقعي از آن رسم باعث افزوده شدن خرده رفتارهاي مشتركي شود كه ممكن است طي ساليان و بارها در اجراي واقعي اين رسم رخ داده باشد و ما به هنگام پژوهش‌هاي ميداني و كتابخانه‌اي متوجه آن نشده باشيم. اين  باعث مي‌شد كه آن خرده رفتار‌ها خود را به هنگام فيلم‌برداري به مجموعه مواد پژوهشي و هنري كار اضافه كند. يكي از اين نكات بستن دستمال سبز از ديگ آش به منبر پير بود و ابراز احترام‌هايي كه مردم به منبر مي‌كردند و در يك اجراي موجز و تقطيع شده و ظاهراً به صرفه اين غنا به كار افزوده نمي‌شد... ما تا حد امكان، آيين و رسم را همانند خودِ رسم و آيين اجرا كرديم... نكته جالب برايمان اين بود كه در پايان فيلم‌برداري باران آمد... خاطره‌اي كه هميشه در ذهن من مي‌ماند.

عروس آب

تحقيق و پژوهش و نويسندگان: مهدي عرب‌يارمحمدي، سهيلا جبري، مشاور كارگرداني: فرهاد ورهرام، مشاور فيلمنامه: جابر قاسمعلي، كارگردان: مهدي عرب‌يارمحمدي، نويسنده گفتار متن: محسن رفيعي، گفتار متن: بهروز رضوي، تهيه‌كننده: انجمن سينماي جوان، مهدي عرب‌يارمحمدي


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط   |