بحث شخصیت مستند ساز به نظرم آنقدر مهم است که فکر می کنم شاید سلسله ای تاملات خودشناسانه برای مستند ساز ضروری باشد. مستند سازان همه آرزوهای خوب دارند و کمتر می شود که در بین آنها بد نیتی دید. اما اخلاط و لایه های متفاوت شخصیتی و کشش های طاق و جفت درون آدمی گاهی باعث می شود که اثر ادمی گاهی از این سو و گاهی به آن سو رفته و گاهی دور و گاهی نزدیک شود .
در مطالب سری اول بخش مستند نگاری مطالبی کار کردیم که هدفگیری اصلی خود را بر اخلاق و منش خود شخص مستند ساز متمرکز می کرد. خود مستند ساز به عنوان کسی که مانند یک بداهه نواز باید بر اساس خلق و خوی خود - در میدان مستند - رفتار کند و رفتار او تبدیل به اثرش می شود موضوع مهم و قابل بررسی است.
یک سلسله مطالب راجع به همین موضوع کار کردیم که یکی از آنها همین مطلبی است که در این پست است . دست آقای پیروز کلانتری هم درد نکند که آن سال زحمت کشیدند و مطلبی برای ما نوشتند و اولین دیدار ما با ایشان رخ داد . ۲۸/۲/۸۷
با فاصله، يا درگير با موضوع؟
پیروز کلانتری
در نگاهي معمول و عادتيافته، سينماي مستند رابطه فيلمساز با دنياي پيرامون و بيرون از خود فرض ميشود و شخصيت، نگاه، تخيل و ذهنيت فيلمساز در اين سينما پنهان انگاشته شده يا حتي مخل دنياي فيلم به حساب ميآيد.
حدي و وجهي از واقعيت در اين تصور نمود پيدا ميكند. در هر حالت و نوعي از سينماي مستند، به هر حال واقعيت (كه اغلب به نادرست تنها دنياي بيرون از وجود و ذهنيت تصور ميشود) موضوع فيلم است، اما اين گفته اصلاً به اين معني نيست كه هر فيلم مستند نمايش و بيان واقعيت است (آن هم صرفاً واقعيت بيرون از ما). واقعيت ميتواند از وجه ايجاد ترديد در آن، نفي آن يا ايجاد اين سؤال كه «اصلاً واقعيت چيست؟» يا سؤال ديگر «آيا واقعيت دسترسپذير است يا نه؟» هم موضوع يك اثر مستند قرار گيرد وآن اثر كماكان مستند باقي بماند. نمونهاش فيلم اون شب كه بارون اومد كامران شيردل يا خط باريك آبي ارول موريس.
در بسياري از آثار مستند، فيلمساز نظارهگر، شاهد، گزارشگر، منتقد يا تحليلگر واقعيت بوده و بر اين معني در فاصله با واقعيت يا شخصيت فيلم خود قرار ميگيرد. (حتي اگر اين فاصله گرفتن، در پي دورهاي از تحقيق و نزديك شدن به موضوع براي شناخت آن، اتفاق بيفتد.) اما سينماي مستند برخلاف نگاه و تصور مألوف، انواع گوناگون و شيوههاي متنوع نگاه و بيان دارد و در مسير حركت از يك مستند گزارشگر تا مستندي شخصيت محور، تجربي يا حديث نفسگرا (فيلمسازي از خود!) فيلمساز ميتواند با فاصله يا درگير و نزديك با موضوع فيلم خود حركت كند.
براي توصيف روشنتر و متمركز اين موضوع، بحثمان را در محدوده مستندسازي از يك شخصيت پيش ميبريم. شخصيت ميتواند در رابطهاي تحميلي يا عادت يافته آن چه را كه دوربين يا عرف رسانه و جامعه ميطلبد بيان كند. اغلب گزارشهاي تلويزيوني ما در گفتوگو با آدمهاي جلوي دوربين و نحوه سؤالات خود، بيان روشن چنين وضعيتياند. شخص ميتواند دوربين را راحتتر و شنواي حرف خود بيابد و راست بگويد. گزارشهاي انديشيدهتر و سؤالات واقعگراتر ميتواند به اين رابطه راه يابد.
شخص ميتواند به فيلمساز اعتماد كند، او را چشم حساس و گوش شنواي موقعيت خود و حرف دلش بيابد و درددل كند. اين وضعيت، اغلب در ارتباط همدلانه يا درازمدت فيلمساز با شخصيت فيلمش حاصل ميشود. (نمونههايش زنانه مهناز افضلي، روزگار ما بنياعتماد و خواب ابريشم ناهيد رضايي) در اينجا با اين كه فيلمساز نزديك به موضوع حركت ميكند اما رابطه هنوز يكسويه است. او ميبيند و ميشنود و شخصيت خود را مينماياند و از خود ميگويد.
اما گاه فيلمساز ميطلبد يا در جستوجوي شخصيتي براي فيلمش به كسي برميخورد كه از طريق بيان و نمايش دنياي او، بخشي يا كليتي از حس و حرف خود را هم بيان ميكند. در اينجا شخصيت نميداند، اما فيلمساز آگاهانه درون و ذهنيت خود را هم در شخصيت فيلمش جستوجو ميكند و گاه در اين كاوش و كنكاش «شخصيت/ خود» بيانگرانه، به وجوهي از انسان فيلمش راه مييابد كه براي خود او يا نزديكانش هم پنهان و ناملموس بوده است.
در موقعيتهايي خاص، تنها شخصيت نيست كه موضوع فيلم است، بلكه فيلمساز هم موضوع شخصيت فيلم ميشود يا در زندگي آن دوره و در نتيجه در نحوه حضور و رفتار شخصيت، مؤثر واقع ميشود و به همين نحو، اين گونه حضور شخصيت در نحوه فيلمسازي مستندساز ما نيز تأثير ميگذارد. در فيلم با تو حكايتي دگر رضا فرهمند فيلمساز جوان، او و زن مقابل دوربين در سفري شفاجويانه براي زن، ماجرا و موضوع فيلم را شكل ميدهند و در مستند جديد او شير + زاد فيلمساز دوربين را به دست دو شخصيت فيلمش ميدهد و ماجرا از ديد و ذهنيت آنها (و نيز فيلمساز) بيان ميشود.
پايان اين نزديكيها و همسانيها مستندسازي از خود است كه در بيست سال فيلمسازي مستندساز مشهور آمريكايي راس مك ال وي از دورهها و مقاطع حساس زندگي خود و نزديكانش در چند فيلم جذاب، حاصل غريبي به بار آورده است.
چاپ شده در شماره آذر ماه ۱۳۸۴ماهنامه فیلمنگار شماره ۳۹
